روش تدریس شناختی

روش تدریس شناختی

نظریه پرداز:

پیاژه براین باور است که موجود انسانی طی مراحلی به سطوح بسیارپیچیده تفکر دست می یابد . هرمرحله رشد عقلی انسان دارای ویژگی های خاصی است . این ویژگی ها رامفاهیم یاساختارهای عقلی معین می کنند . دانش آموزان درروند زندگی به کسب تجربه می پردازند . آنان تجارب اکتسابی رابا الگوهای رفتاری موجود شان می آمیزند . پس از گذشت مدتی الگوهای رفتاری موجود برای تشریح تجارب جدید ناکافی می نماید ؛ از اینروازطریق انطباق بااطلاعات جدید ، انگاره های نوینی را پدید می آورند. درهم آمیزی تجارب جدیدباالگوهای رفتاری پیشین به « درون سازی » موسوم است . یکی از فعالیت های ذهنی ، برون سازی است . درفرایند « برون سازی » یادگیرند ه ساختار ذهنی رابرای ایجاد تناسب با تجارب نوین درحال شکل گیری تغییر می دهد . درون سازی وبرون سازی دوفعالیت مکمل اند . درون سازی زمینه لازم رابرای پدید آیی ساختار ذهنی ایجاد می کند ، وبرون سازی زمینه ماسبی برای کسب تجربه ودانش فراهم می سازد . فرایندهای درون سازی وبرون سازی سبب پدیدآیی « تعادل » می گردند

 مراحال اجرای روش تدریس شناختی:

 مرحله نخست : رویارویی باتکلیف درسی

درمرحله نخست تکلیف درسی رابه صورتی به دانش آموزان ارائه می دهیم که اورابه تفکر وادارد . یعنی ، تکلیف درسی نباید به شکلی آماده وعاری از هرگونه سوال باشد . تکلیف باید درذهن یادگیرنده ایجاد سوال کند . به دیگر سخن ، تکلیف درسی باید « تعادل » دانش آموز رابهم بزند . چون دانش آموز هم به مثابه هرانسانی به دنبال تعادل یابی است تلاش می کند تعادل ازدست رفته خود رابازیابد . پیش نیاز اساسی برای این کار آن است که اوباید بتواند آن چه راکه ارائه شد ، درونسازی یاجذب کند پیش نیاز اساسی برای جذب یادرون سازی ، وجودآشنایی لازم باتکلیف درسی است . مهیا بودن زمینه درون سازی ، راه رابرای برون سازی می گشاید . یعنی ، یادگیرنده هم می تواند تکلیف درسی رادرون سازی کند وهم ساختار شناختی خود برای انطباق با آن یا برون سازی ، تغییر دهد.

مرحله دوم : جستجو

منظور از جستجو درمرحله دوم روش تدریس شناختی ، جستجوی پاسخ های دانش آموزان درباره سوال های مربوط به یافته ها یشان است. دراین مرحله باید پاسخ های دانش آموزان درباره سوال های مربوط به یافته هایشان است . دراین مرحله باید پاسخ های دانش آموزان رافراخواند وتوجیه آن ها را خواست .

 برای فراخوانی پاسخ های دانش آموزان می توان از سوال های باز یا بسته بهره گرفت . این سوال ها بنا به ماهیت تکلیف درسی ، ودانش آموزخاصی که سوال ازاو می شود می تواند ارائه شود . دلیل پرسش سوال ها دست یابی به پاسخ درست دانش آموزان است . بهتر است درمرحله حاضر ، ازکسانی سوال شود که درمرحله نخست ازآنان پرسش نشده است .

 مرحله سوم : انتقال

سومین مرحله روش تدریس شناختی « انتقال » است . پس از شکل گیری دانش یادگیرندگان الزامی می نماید بتوانند آموخته های خودرادرموقعیت های گوناگون به کار گیرند . به دیگر سخن ، هدف این است روشن شود آیا یادگیرنده درتکلیف درسی مشابه یادر محیط زندگی می تواند استدلال خویش را استفده کند ؟ ازاین رو ، مسئله ای رابه دانش آموز می دهیم تااز نو به تجربه بپردازد ودلایل خودرا بازگویند .

 

 

 نمونه تدریس:

1- ابتدا کروه ها شکل می گیرند. گروه های ناهمگن که دارای اطلاعات و توانایی های مختلف، گوناگون و متنوع هستند، مؤثرتر خواهند بود. در یادگیری از طریق همیاری، تفاوت افراد گروه باعث کارآمدشدن یادگیری می شود. پس از تشکیل گروه ها معلم به کمک دانش آموزان قوانینی را تدوین می کنند مثلا گروه های ختلف نمی توانند با همدیگر صحبت کنند.

2-این مرحله معلم حدود 15 دقیقه درباره ی هدف های مهم درس، انتظاراتی که از دانش آموزان در پایان جلسه وجود دارد و مطالب اصلی درس که نیاز به توضیح دارد صحبت می کند.

 3- در مرحله ی سوم به دانش آموزان فرصت داده می شود که در یک زمان مشخص روی مطالب و یا فعالیت هایی که در اختیار آنها گذاشته شده در گروه های خود تمرین و کار کنند. معلم با حضور در گروه ها ضمن ارزشیابی راهنمایی های لازم را انجام می دهد.

 4-این مرحله نتایج کار گروه ها به نمایش گذاشته خواهد شد. برای نمایش کار گروه ها روش های مختلفی وجود دارد مثلا" هر گروه نتایج کار خود را روی یک برگه یا مقوا به صورت نوشته، نمودار یا نقاشی به تصویر درآورده و این برگه ها روی تابلو یا دیوار کلاس نصب شده و در معرض دید و نقادی سایر گروه ها قرار گیرد

 

5- در آخرین مرحله که مرحله ی ارزشیابی است معلم کار گروه ها را مورد ارزشیابی قرار می دهد. برای ارزشیابی می توان از گروه ها کمک گرفت و با کمک گروه ها معیارهایی برای ارزشیابی تدوین نمود و براساس این معیارها حتی خود گروه ها می توانند به ارزشیابی از کار خود (خودارزشیابی) بپردازند.

 محاسن و معایب روش شناختی :

 روش آموزش شناختی ، توسط اسکنر ابداع شد . در این روش ، محتوای درسی ( در سالهای پایانی دوره ابتدایی و مقاطع بالاتر ) به صورت یک برنامه ، با توجه به موضوع ، به کامپیوتر داده می شود و کامپیوتر ، موضوع درسی را طی مراحلی به دانش آموز ارائه می دهد. محتوای دروس هم به قاب ها یا فریم هاز ارائه می دهد .به موضوع به کامپیوتر داده می شود و کامپیوتر مو قبلی دانش آموز ارتباط پیدا کنند .یی تقسیم می شوند.

کل محتوای درسی ، به قابهایی که به صورت منسجم و منطقی ، در برنامه رایانه قرار می گیرد ، تقسیم می شوند . محتوای هر قاب ، بسیار محدود است و در برگیرنده جزء بسیار کوچکی از اطلاعات کلی موضوع درسی است ؛ البته ممکن است که با عکس ها و نمودارهایی همراه باشد و علاقه کودک را جذب کند . رایانه بلافاصله از طریق پرسیدن سوالات چهار گزینه ای ، از دانش آموز می خواهد که به سوالات پاسخ بدهد . اگر پاسخ های دانش آموز در حد قابل قبولی بود، رایانه او را اتوماتیک وار به مرحله بعد ( قاب بعد ) هدایت می کند ، ولی چنانچه پاسخهای دانش آموز درست نبود و نتوانست به معیارهای قابل قبولی در پاسخ های چهار گزینه ای دست یابد ، دانش آموز به شاخه ها هدایت می شود . شاخه ، از مسیر اصلی قاب هایی که پشت سر هم قرار دارند ، خارج می شود و به شاخه های مختلف می رود . در شاخه توسط رایانه ، همان درس ساده با مثالهای عینی بیشتر ، توضیح بیشتر به زبان ساده تر و در طول زمان بیشتری ، به دانش آموز ارائه می شود . دانش آموز هم گوش می کند و دوباره به همان سوالات چهار گزینه ای پاسخ می دهد . اگر این بار جواب درست بود ، رایانه باز هم به طور خودکار به مسیر اصلی آموزش برمی گردد و دانش آموز قاب به قاب پیش می رود تا از طریق قاب ها ، به موضوع کلی درس برسد . معلم، نقشی جز نظارت بر یادگیری ندارد و دانش آموز را در جریان آموزش ، یاری می دهد . در اینجا ، سخنرانی به صورت کامل از بین می رود ، آموزش، فردی می شود و مبتنی بر سرعت یادگیری دانش آموز است . 

اگر ما بخواهیم ، ساخت شناختی فعلی دانش آموز را گسترش داده و یک ساخت شناختی جدیدی در او ایجاد کنیم که در آن ، مطالب آموختنی جدید با مطالب موجود در ذهن دانش آموز ، ارتباط درستی برقرار کند ، باید معلومات را با توجه به سطح یادگیری دانش آموز ، میزان یادگیری و تجارب گذشته ارائه کنیم ، به نحوی که با معلومات قبلی پیوند بخورد . ابتدا باید ساخت شناختی دانش آموز را شناخت . این کار ، جز از طریق استفاده از ارزشیابی تشخیصی ، یی دانش آموز را گسترش داده و یک ساخت شناختی جدیدی در او ایجاد کنیم که درآن . رود تا به موضوع درس کلی از طرعنی تشخیص میزان معلومات دانش آموز در بدو ورود به کلاس درس و درجه آمادگی او میسر نمی باشد.

معلم از طریق پرسش های راجع به جلسات قبل همان درس ، ذهن دانش آموز را آماده و مطالب را به صورت مجدد مرور می کند تا ذهن کودک برای کسب مطالب جدید آماده شود . معلم از طریق پرسیدن برخی از سوالات ، ذهن دانش آموز را به موضوع درسی معطوف می کند ، میزان تمرکز او را افزایش می دهد ، او را برای درس آماده می کند و سپس درس جدید را به طور منسجم ارائه می دهد . معلم بین درس جدید و دروس قبلی، ارتباط ایجاد می کند و از طریق ایجاد ارتباط و سازمان دهی ، ساخت شناختی جدیدی در دانش آموز به وجود می آورد . 

معیار تشکیل ساخت شناختی ، این است که معلمان در هنگام تدریس، موضوعات درسی پراکنده ای ارائه ندهند . ما باید تفکر دانش آموز را پرورش دهیم و نحوه صحیح فکر کردن ، اندیشیدن و پردازش اطلاعات را در آنها ایجاد نماییم .

وقتی اطلاعات به ذهن دانش آموز وارد می شود ، باید توان پردازش اطلاعات را داشته باشد ، آنها را به اشکال مختلف با هم تلفیق کند و اشکال جدیدی به آنها بدهد. او باید اجزاء موضوع درسی را به شکل جدیدی با هم تلفیق نماید . تمامی این موارد ، موجب پردازش اطلاعات ارائه شده معلم ، در ذهن دانش آموز خواهد شد

 نتیجه گیری:

فعالیت معلم و.دانش آموزان:نقش معلم فعال است وبیشترین راهنمایی را برای دانش آموزان ارائه می دهد ویادگیری مطالب را برای آنها راحتر می کند ،دانش آموزان نیز فعال ودرگیر یادگیری اند ودانش آموزان باهم در تعامل هستند وبه تبادل اطلاعات می پردازند

 پیشنهادات:

درقالب روش تدرس بیان فکر ،برنامه درسی به صورتی اجرا می شود که بتواند به رشد مهارت های شناختی به منظور حل مساله دردانش آموزان دبستانی بیانجامد . این روش برای اولین بار ، برای پدید آوری مهارت حل مساله در پسران پرخاشگر به کاربرده شد . تحقیقات انجام شده درباره پسران پرخاشگر نشان داد که تفاوت آنان با پسران غیر پرخاشگر نه فقط در رفتار، بلکه درمهارت های شناختی آنان بوده است . آنان باداشتن هوش کلامی مطلوب ، ازبه کاربردن مهارت های کلامی خود برای حل بررسی ها نشان داد که اگر بتوان از بیش فعالی آنان کاست ، خواهند توانست هوش کلامی خودرابه نحو مطلوب تری برای حل مسائل به کارگیرند. بنا به باور مایخنبام و گودمن ، کارورزی کلامی می تواند دانش آموزان رابرای حل مسائل شناختی رهنمون گردد . دراین راه وجود الگو برای دانش آموزان بسیار کارساز است افزون براین ، بنابه گفته اسپیواک و شور ،فراگرفتن شیوه اندیشیدن درباره راه های متفاوت برای حل مساله به اعتلای سطح رفتارهای اجتماعی هم کمک می کند. زیرا ، مسائل ازهرنوع که باشند ، دارای منطقی هستند که می توان بادست یابی به آن مساله راحل کرد . منطق حل مساله ازطریق اندیشیدن دست یافتنی است

 

 

پاورپوینت روش تدریس ایفای نقش و طبقه بندی حیطه شناختی

دوستان عزیز می‌توانند پاورپوینتهای "روش تدریس ایفای نقش" و "طبقه بندی حیطه شناختی" را که توسط گروه مربوطه تهیه شده از لینک زیر دانلود نمایند.


http://www.uploadbaz.com/l3ydy8yvc4dc

روشهای تدریس

دانشجویان عزیز:

فایل پاورپوینت "روشهای تدریس" تهیه شده توسط جناب آقای دکتر محرم آقازاده، از لینک زیر قابل دانلود است.


روش‌های تدریس.... دکتر آقازاده.ppt

مثال برای ایجاد موقعیت مبهم در تدریس (آموزش گاوشگری)

 "معلمی را فرض کنید که می خواهد در کلاس شیمی سال اول دبیرستان مفهوم درس واکنش پذیری مواد را تدریس کند راهی که او برای مواجه کردن دانش آموزان برای انجام دادن تحقیق انتخاب کرده است به شرح زیر است:

معلم دو نمونه از پودر فلزهای آهن و منیزیم را داخل دو بشر که حاوی Hcl به یک اندازه است می اندازد و تلاش می کند که بشرها در حالتی قرار گرفته باشد که در دیدرس دانش آموزان باشد.در حالی که دو فلز شروع به واکنش دادن با Hcl می کنند معلم توضیحاتی را راجع به واکنش پذیری مواد می دهد.در حین توضیحات معلم ،حباب های گاز ایجاد شده از دو ماده کاملاً مشهود است که یکی بیشتر و دیگری کمتر است .دانش آموزان معلم را از دیدن حباب ها آگاه می سازند . برخی دانش آموزان علت را از معلم جویا می شوند و معلم برای هدایت دانش آموزان برای تحقیق تلاش می کند و با "بله" و "خیر" گفتن سوالات دانش آموزان را پاسخ می دهد . "

میلاد حضرت زهرا (س) و فرزند برومندش خمینی کبیر مبارک باد

در زاد روز این پسر و مادر / شمس و قمر قرینه ی یکدیگر

مادر، بزرگ بانوی دین، زهراست / فرزند او، خمینی روح الله است

مادر، چراغ روشن ایمان است / فرزند، روشنایی ایران است

از مهر مادر و خط این فرزند / یا رب به ما جدائی از آن مپسند . . .

میلاد مبارک و میمون بانو فاطمه زهرا (س) و فرزند خلف ایشان، حضرت امام خمینی (ره) بر ملت شریف ایران اسلامی به ویژه دانشجویان عزیز مبارکباد

کتاب الکترونیکی با عنوان زندگی نامه حضرت فاطمه (س) ازلینک زیر قابل دانلود است.

روز مادر و زن بر همه ی شما مبارکباد

 

تو بهترین گل، میان شهر گلهایی
تو رنگ آفتابی،
شب که می رسد، مثل ستاره،
گوئیا مهتابی
مادر خوبم، روزتمتن ها و شعرهای زیبا برای روز مادر اردیبهشت ماه ۹۱ مبارک

ادامه نوشته

کلام بزرگان

ماریا مونتسوری

آموزش از هنگام تولد آغاز می‌شود.

ماریا مونتسوری

تنها کار عملی و تجربه کردن کودک را به کمال می رساند.

ماریا مونتسوری

نیروهای درونی و نهانی یک کودک را آزاد کنید و گام گذاشتنش به جهان را به تماشا بایستید.

 
راشل کارسن

کودک به یاری یک بزرگ‌سال نیازمند است تا احساس شگفتی را با او سهیم شود، لذت و شوق این شگفتی را همراه با او بارها و بارها تجربه کند و راز جهانی را که در آن زندگی می‌کند دریابد. چنین کودکی می‌تواند احساس شگفتی را همواره در وجود خود زنده نگه دارد.

رولد دال

اگر می خواهید زندگی را از نگاه یک کودک ببینید، چهاردست و پا روی زمین زانو بزنید و به بزرگسالانی که بالای سرتان خیمه زده و به شما امر و نهی می کنند، نگاه کنید.

رولد دال در کتاب چارلی و کارخانه شکلات سازی

آه، خواهش می‌کنیم، تمنا می‌کنیم، التماس می‌کنیم، درخواست می‌کنیم، تلویزیون را دور بیاندازید و به جای آن یک قفسه کتاب دوست داشتنی کنار دیوار بگذارید!

سیدونی گروئنبرگ

کودکان زمانی می‌توانند نگرش خود را ارزشمند ببینند، که احساس کنند بزرگ‌ترها برای‌شان ارزش قائل می شوند. آن‌ها همواره نیازمندند که شخصیت یگانه خود را باور کنند.

ضرب المثل انگلیسی

روح، از بودن با کودکان شفا می یابد.

فرانتس کافکا

کتاب، تیشه ای است که دریای یخ زده درون مان را می شکافد!

فردریک داگلاس

پرورش کودکی توانا ساده تر از تلاش برای به زندگی بازگرداندن یک بزرگسال شکست خورده است.

لئو لیونی

یک کتاب خوب کودک باید برای افرادی که لذت بردن و شگفتی زندگی را فراموش نکرده اند، دوست داشتنی باشد.

لیز آرم بروستر

من کودکان را به این جهان آوردم، زیرا نیاز به نور بود، نوری که هر کودکی با خود می تواند به این جهان بیاورد.

مادلین لینگل

تو تنها می توانی کتابی را بنویسی که می خواهد نوشته شود. اگر این کتاب، برای بزرگ سالان بسیار دشوار باشد، آن گاه می توانی بگویی که آن را برای کودکان نوشته ای!

مارک تواین

کسی که کتاب نمی خواند، بر کسی که نمی تواند بخواند، هیچ برتری ندارد!

مارکوس تولیوس سیسیرو

خانه ای بدون کتاب، مانند تنی بی روح است.

آستین فلپس

پوشاک کهنه را بپوش و کتاب تازه را بخر!

آن سالیوان، مربی هلن کلر

کودکان به هدایت و محبت بسیار بیشتر از دستورالعمل های آموزشی نیاز دارند.

آنجلا شوینت

هنگامی که می کوشیم همه چیز را درباره زندگی به کودکان بیاموزیم، آن ها چیستی زندگی را به ما می‌آموزند.

از کتاب یک درخت در بروکلین می روید، بتی اسمیت

چه هنگام شگفتی! زمانی که کودک درمی یابد می تواند واژه های چاپ شده را بخواند!

استاشیا توشر

ما نگرانیم که کودک در آینده چه سرنوشتی پیدا می کند، اما فراموش می کنیم که او موجودی است که امروز هم وجود دارد.

افلاطون

کودکان را مجبور به یادگیری نکنید، از راه بازی به آن‌ها آموزش دهید.

امیلی باچوالد

کودکان در آغوش پدر و مادر کتابخوان می شوند!

جان جی پلامپ

کودکان هنگامی گام به دنیای بزرگ‌سالی می‌نهند که برای آن چه می‌پرسند پاسخی باشد.

جین لا برویر

کودکان نه آینده‌ای دارند و نه گذشته‌ای، آن‌ها از اکنون لذت می‌برند. کاری که کمتر بزرگسالی انجام می‌دهد!

خورخه لویس بورخس

من همیشه بهشت را یک جور کتابخانه تصور کرده ام!

دکتر سیوس

بزرگ سالان، کودکان از کار افتاده اند.

دکتر سیوس

یک انسان، یک انسان است. مهم نیست که او چقدر کوچک است.

رابرت براولت

جهان به شمار کودکانی که هر لحظه در آن گام می گذارند تازه است!

راجر لوین

ما بیش‌تر از این که به کودکان مسئله‌ای برای حل کردن بدهیم، پاسخی برای به خاطر سپردن پیش رویشان می‌گذاریم.

رادلف اشتاینر

بالاترین کوشش ما باید پروراندن انسان های آزاد و توانایی باشد که می توانند راه و هدف زندگی خودشان را تعیین کنند و آن را ابراز کنند.

مایا انجلو

هر کتابی که خواندن را به عادتی عمیق و نیازی همیشگی برای کودک تبدیل کند، برایش مناسب است.

مهاتما گاندی

اگر می خواهیم صلح حقیقی را به جهان بیاموزیم، اگر می خواهیم با جنگ و خونریزی مبارزه کنیم، باید از کودکان آغاز کنیم.

موریس سنداک

تو نمی توانی برای کودکان بنویسی، زیرا آن ها بسیار پیچیده اند. تو تنها می توانی کتاب هایی بنویسی که برای آن ها جالب باشد.

مولانا

چون که با کودک سر و کارم فتاد
هم زبان کودکان باید گشاد

میشل دو مونتاین

بازی های کودکان دشوارند. آن ها در هیچ زمان دیگر، همانند ساعتی که به بازی سرگرمند، جدی نیستند.

نویسنده بی نام

یک کودک می تواند پرسشی طرح کند که هیچ خردمندی را توان پاسخ نباشد!

نیل پستمن

کودکان پیام های زنده ما برای زمانی هستند که هرگز در آن نخواهیم بود!

ولفگانگ گوته

طعم گیلاس و توت را باید از کودکان و پرنده ها پرسید.

وین دایر

کودکان شما را از روی رفتارتان می شناسند نه از آن چه بر زبان می آورید.

ویکتور هوگو در کتاب بینوایان

آموزش خواندن، روشن کردن آتش را می ماند؛ هر واژه که بر زبان رانده می شود، یک اخگر روشن کننده است.

پابلو پیکاسو

همه کودکان هنرمندند. آن چه مهم است هنرمند ماندن در بزرگ سالی است.

کاترین پترسون

جهان از آن کسانی است که می خوانند.

کنفوسیوس

خردمند شاگردانش رابه وقت تعلیم هدایت می‌كند، به دنبال نمی‌كشاند. آن هارا به پیشروی می‌خواند، متوقف نمی‌كند. راهی پیش روی آن هامی‌گشاید، به جایی نمی‌برد. اگرشاگردی برآن شودكه خود مشتاقانه بیندیشد، می‌توان اورامعلم خوبی خواند.

گابریلا میسترال

بسیاری از نیازهای ما می توانند دیر تر برآورده شوند. اما کودک نمی تواند متوقف شود. اکنون زمانی است که بدن او فرم گرفته و مغزش رشد یافته است. به کودک نمی توانیم بگوییم فردا، حقیقت وجود او امروز است.

گوته

بسیاری از پدر و مادرها، به سختی می کوشند تا زندگی راحتی برای فرزندان شان بسازند، غافل از این که آن را برای شان دشوارتر می کنند.

ماریا مونته سوری

چند ویژگی برجسته در روش مونته سوری
چند ویژگی برجسته در روش مونته سوری

در این مقاله به برخی از ویژگی هایی که مونته سوری در کار با کودکان به آن اعتقاد داشت می پردازیم. قبل از همه بخشی از آخرین سخنرانی دکتر مونته سوری در هندوستان را با هم می‌خوانیم:

"هدف ما در این دوره، یافتن روش مستقیم‌تر برای ارایه‌ی فرهنگی غنی تر به نسل های آینده بود. ما شما را متقاعد می‌کنیم فرهنگی که به جوانان ارایه می‌شود، کافی نیست، خیلی بیشتر از این ها می توان عرضه کرد. به عبارت دیگر فرهنگ ارایه شده می تواند نوع وسیع‌تری باشد. تنها کافی است با سبکی دیگر ارایه شود و هدف ما هم همین است. ما به روشی تجربی در طی زمان آینده می توانیم به شما نشان دهیم چگونه این روش جدید بیشترین مزیت را برای اندیشه ی کودک دارد. این جریان نه تنها خسته کننده نیست، بلکه محرکی برای نیروهای روانی او است. این تلاش چیست؟ تلاش یعنی صرف بیشتر انرژی روانی یا هر انرژی دیگر، تلاش یعنی تقلید و تمرین کردن استعدادها، بیش از آن چه فرد فکر می‌کند در حد توان اوست. تلاش یعنی حرکت فراتر از قدرت. هنگامی که کودک مانعی در فعالیت خود نمی بیند، آماده است خیلی بیشتر از آن‌چه انتظار داریم کار و فعالیت کند. زیرا با این تمرین فکری سخت است که خود را رشد می‌دهد و این رشد نه خستگی است، نه تنبلی و نه راحتی. فعالیت حیاتی رشد مداوم است و او هرگز خسته نمی‌شود. در هر حال، قانونی که برای تمام دوره‌های زمانی رشد صادق است این است که بیشترین تلاش از یک نیروی محرک آنی منشا می‌گیرد که به بیشترین میزان رغبت و انگیزه منتهی می شود. بنابراین باید هدف ما این باشد که این تلاش درونی را پرورش دهیم."
۲۹ مارس ۱۹۴۴

خود انضباطی یا آموزش انضباط درونی فرد
موضوع خود انضباطی، از موضوع‌های پایه‌ای آموزش زندگی عملی در روش مونته سوری است. این آموزش به کودک فرصت یادگیری بهتر و استفاده‌ی بهتر از فرصت‌ها برای هر گونه آموخته‌ای را می‌دهد. مهم‌ترین بخش آموزش، در خود انضباطی کودکان، تحریک حس درونی آن‌ها برای اندیشیدن درباره‌ی نوع عمل کردشان است. برای کودکان باید مشخص شود دلیل انضباط چیست و چرا آنان باید هر کاری را با برنامه و آرامش خاص انجام دهند. کودکان باید متوجه شوند بی‌نظمی، جنجال و نداشتن برنامه ریزی چه ضررهایی به آن ها می رساند.

پایه ریزی انضباطی در کودک سبب می‌شود اعتماد به نفس خود او افزایش یابد. قدرت تفکر او تقویت شده و مهم‌تر از همه این که کودک زودتر به هدف از پیش تعیین شده‌ی خود برسد . این امر سبب خود تشویقی او شده و لذت کارش را چندین برابر می‌کند، زیرا سرعت عمل او به دلیل برنامه ریزی قبلی بیشتر بوده است. کودک با آموختن انضباط درونی، پی می‌برد خودش باشد نه یک عروسکی که بزرگترها برای او تصمیم می‌گیرند. او می آموزد سکوت کند و در فرصت سکوت درباره‌ی دیگران فکر کند و انتخاب‌گر باشد. او می آموزد حقوقی دارد و باید به آن احترام گذاشته شود دیگران نیز دارای حقوقی هستند که برای او قابل احترام است.

او یاد می گیرد می تواند مستقل عمل کند. هر چند در بسیاری اوقات گروه می‌تواند کمک خوبی برای پیشبرد اهدافش باشد، این اوست که انتخاب می کند تنها کار کند و یا با دیگران. این امر سبب می شود کودک احساس شخصیت کند و به بزرگترهای خود احترام بگذارد. هم چنان که به کوچکترها اهمیت می دهد و در صورت لزوم راهنمای آن‌هاست. او می داند اگر گروهش شکست بخورد، خودش هم شکست خورده است. کودکان در کلاس‌های مونته سوری با احساس صمیمیتی که در جو موجود است، تلاش می‌کنند سلامت جامعه‌ی کوچک خود را حفظ و در افزایش آن بکوشند.

تمامی این اتفاق ها نیازمند هدایت اولیه‌ی کودکان به وسیله‌ی مربی آشنا به روش و علوم مونته سوری است. این مربی با توانایی خاص خود و با پایه ریزی مناسب یکی دو ماه ابتدای سال قادر خواهد بود بقیه‌ی سال را با آرامش کامل همراه کودکان و بدون دغدغه‌ی فکری سپری کند و در پایان سال بازدهی عملی بسیار خوبی داشته باشد.
وقتی کودک لذت انضباط در هر کاری را درک کند، بسیار راحت می تواند پذیرای آن شود. یک مربی می تواند به جای تهدید کوکان و رفتار دیکتاتورانه با کودکان، به گونه‌ای برخورد کند که کودک برای تغییر رفتار خود تشویق و ترغیب شود. همه‌ی انسان‌ها کمال گرا هستند و از زیبایی خود لذت می‌برند. کودکان هم این لذت را تجربه می‌کنند. برای مثال اگر کودکی با چهره‌ای ژولیده و بی نظم به کلاس بیاید، مربی می‌تواند به جای تهدید او به گونه ای رفتار کند که کودک ترغیب به انضباط شود. برای این کار مربی می تواند در آینه نگاه کند و درباره آرایش و دندان خود حرف بزند. در این صورت کودک هم که دوست ندارد خود را ژولیده و نامنظم ببیند، تلاش می‌کند تا مشکل را حل کند. به این ترتیب کودک خود معلم خود می شود، برای خود برنامه ریزی کرده و به آن عمل می کند و از عمل خود لذت می برد. این خود تشویقی بالاترین جایزه‌ی اوست و سبب می‌شود کودک به دنبال لذت دیگری بگردد.

مربی در بحث خود انضباطی نباید کودکان را با هم مقایسه کند و یا کودکی را وادار به کاری کند یا از قبل برای او برنامه ای بریزد و به او تحمیل کند، بلکه او باید آن قدر علم و توانایی داشته باشد تا با سیاستی عمیق، زیبایی و لزوم این انضباط را به کودک بفهماند. بدین ترتیب، کودک خود برای انجام عمل ترغیب می‌شود. این اتفاق با نوازش کودکان و همراه کردن آنان در مسیر دلخواه روی می‌دهد. اشتیاق ذاتی کودکان برای یادگیری با فرصت دادن برای به کارگیری فعالیت های اختیاری و غیر اختیاری و با راهنمایی مربی آموزش دیده تشویق می‌شود. کودکان در حین کار، قدرت تمرکز خود را تقویت می‌کنند و احساس خوش آیندی از حس خود انضباطی خویش به دست می آورند.

در چارچوب این امر کودکان گام‌های خود را متناسب با فعالیت‌های خود گسترش می‌دهند. تغییر شکل و دگرگونی کودکان از تولد تا بزرگسالی به وسیله‌ی طرح‌های پیش رفته اتفاق می‌‌افتد. فعالیت‌های مونته سوری برای پذیرش تغییرات شخصی و علایق کودک، تغییراتی در نقطه نظرها و عادت های روزمره داده است. مونته سوری‌ها عقیده دارند کودکان تا قبل از ۶ سالگی کاوش گران حسی هستند که نیروی درک خود را به وسیله ی فراگیری محیط و فرهنگ بنا می کنند.
کودکان در این دوره آن چه را دکتر مونته سوری به نام ذهن جذاب نامیده است نشان می‌دهند. این نوع ذهن توانایی بی نظیر، اما ناپایداری دارد که همه ی جنبه‌های فیزیکی و معنوی محیطی را جذب می‌کند. او این عمل را بدون تلاش یا خستگی انجام می‌دهد. کودک به دلیل کمک به خودسازی به کارهای شخصی تشویق می شود. دنبال کردن توانایی‌های کودکان آنان را برای تکفر با نظم و تربیت و به نمایش گذاشتن خود یاری می دهد. مونته سوری دریافت، همه‌ی کودکان در گذر از دوران رشد حواس پنج گانه خود، نوساناتی را تجربه می کنند.

قیاس و تضاد در روش مونته سوری و روش سنتی
کودکان در روش مونته سوری می آموزند به شکل گروهی و مستقل فعالیت کنند. آن ها به دلیل تشویق در تصمیم گیری از دوران اولیه ی کودکی قادرند بسیاری از مشکلات و مسایل خود را حل کنند. در عین حال این کودکان حق انتخاب ویژه برای ارایه ی فعالیت و مدیریت زمان دارند. آن ها تشویق می شوند ایده ها را تغییر دهند و با دیگران آزادانه گفت و گو کنند. مهارت آنان در شریک شدن سبب هماهنگی شان با روش های جدید می شود. برنامه های مونته سوری بر پایه ی خود محوری است، نه فعالیت های رقابتی. کمک به توسعه تقویت ذهنی و اعتماد در قالب و تغییر دیدگاه های مثبت در مقایسه ی روش مونته سوری با سایر روش‌ها ملموس است.

زندگانی عملی
تجربه‌های زندگی عملی به کودک مراقبت از خود، دیگران و میحط را می فهماند. فعالیت ها شامل عملیاتی است که کودکان به عنوان بخشی از زندگی روزانه در خانه انجام می دهند. مانند شست و شو، اتو کردن، ظرف شویی، تزیین گل ها و غیره.
عناصر و عوامل که سبب آمیزش بشر با دیگران می شود، با مهربانی و فروتنی معرفی شده و به وسیله ی همین فعالیت ها کودکان هم کاری جسمانی را گسترش می دهند و قادر به حرکت می شوند. بدین ترتیب آن ها به کاوش محیط می پردازند. کودکان فعالیت ها را از آغاز تا پایان آموخته و پی گیری و اراده ی خود را در کار گسترش می دهند.
این اتفاق در تعریف مونته سوری به عنوان خمیری مایه ی حرکت نیروی درک مطرح است. مواد و اجسام حسی به عنوان ابزاری برای پشرفت محسوب می‌شود. کودکان شناخت و ادراک سودمندی را دنبال می‌کنند و نظم و دسته بندی ادراک را می آموزند. آن ها این اتفاق را به وسیله ی لمس کردن، دیدن، بوییدن، چشیدن، شنیدن و جست و جوی استعدادهای خاص فیزیکی محیط انجام می دهند که به وسیله ی مواد و اجسام طراحی شده ی خاص قابل انجام است.

زبان
زبان مساله ی حیاتی بشر است. محیط مونته سوری فرصت های خوبی را برای زبان شناسی جامع و غنی آماده کرده است. زمانی که کودکان وارد کلاس می‌شوند، به آنان به وسیله‌ی ساده ترین راه ممکن، شانس غنی سازی که در دوران کوتاه زندگی شان آموخته اند، داده می شود. این آموزش با ظرافت و زیبایی خاص خود انجام می گیرد. آن‌ها در این روش با توجه به استعدادهای خاص خود در آموختن، به کشف و جست و جو می پردازند. نوشتن را در صورتی که خسته کننده نباشد، می آموزند. نتیجه‌ی این کار خواندن است. کودکان هرگز روزی را که نمی توانستند بخوانند و بنویسند، به خاطر نمی‌آورند.
گسترش فرهنگ
علومی چون تاریخ، زیست شناسی، گیاه شناسی، جانور شناسی، هنر و موسیقی به عنوان گسترش دهنده‌ی فعالیت‌های زبانی و حسی کاربرد دارند. کودکان درباره‌ی دیگر فرهنگ‌های گذشته و حال مطالعه می‌کنند. این موضوع به آن ها احترام به خود و عشق به محیط را می آموزد. آن ها حس هم کاری و انسجام با خانواده‌ی بشری جهان و سرزمین را خلق می‌کنند. تجربه ها در طبیعت همراه با مواد موجود در آن، احترام به زندگی را بر می انگیزد. تاریخ برای کودکان به وسیله ی هنر و موسیقی قابل تداعی است.

ریاضیات
قوانین ریاضی به یادگیری کودک و درک مفاهیم ریاضیات به وسیله ی کار با مواد واقعی و پیوسته کمک می کند. این کار کودک را برای پی ریزی محکم قوانین بنیانی ریاضی آماده می کند.
در یک بررسی کلی برنامه ی آموزشی مونته سوری بر روی پنج سطح متمرکز می شود:
۱ – زندگی عملی،
۲- فراگیری آگاهانه به وسیله ی حس ها،
۳- هنر تکلم،
۴- ریاضیات و شناخت زمین،
۵- موضوع فرهنگی

زندگی عملی
در زندگی عملی کودک می آموزد چه گونه بند کفش هایش را ببندد. کتش را بپوشد، پیش غذایش را آماده کند و بخورد و بدون کمک دیگران به دست شویی برود و بدون ریخت و پاش خودش را تمیز کند.

فراگیری آگاهانه به وسیله ی حس ها

تمرکز هر حس، کودکان را به آموختن وا می دارد برای مثال یک کودک برگ های ریخته شده را مطالعه می کند و احساس می کند چگونه آن برگ ها خرد و شکسته می شوند.
هنر تکلم
کودکان تشویق می شوند افکار خود را به شکل شفاهی بیان کنند. آن ها می آموزند حرف ها را با نشانه گذاری از هم تمیز دهند و به همین شیوه در خواندن، هجا کردن قواعد و مهارت های خوش نویسی پیش رفت می کنند.
ریاضیات و شناخت زمین
کودکان یاد می گیرند چیزهای پیش رویشان را بشمارند تا بعدها بتوانند اشیاء سخت و جامد مانند مهره های رنگی را شمارش کنند.

موضوع فرهنگی
کودکان درباره ی کشورهای دیگر می آموزند . (جغرافیا) هم چنین حیوانات و چگونگی زیست آن ها را بررسی می کنند (جانورشناسی) زمان، تاریخ، موسیقی و سایر علوم از موضوعات فراگیری است.
همه‌ی این موضوعات در یک روند تکمیل کننده‌ی هم و به هم گره خورده است. اسباب بازی و وسیله‌های اختصاصی پیش‌رفته (وسیله‌های کمک آموزشی) باید به گونه‌ای در محیط کلاس گسترده باشد که ابتدا کودک بتواند ببیند چه می‌خواهد و کدام را بایستی انتخاب کند، سپس مسوولیت کار را بپذیرد.
انتخاب ها شامل کتاب ها، بازی ها پازلی، هنر طراحی، اسباب بازی های آزمون های فضایی و غیره است.
وقتی کار کودکان به پایان رسید، وسایل را سر جای خود می گذارند و به طرف چیز دیگری می روند. انضباط روزانه این فرصت را به کودکان می دهد که به صورت تنها و یا گروهی بازی کنند. راهنماها گروهی و یا فردی با کودکان کار می کنند. در مدرسه ی مونته سوری تنها معلمان درس نمی دهند، بلکه کودکان بزرگتر به کودکان کوچکتر مهارت های جدید را می آموزند.
روش مونته سوری بر پایه ی تفاوت فردی است. کودکان وقتی برانگیخته می شوند، که خودشان یاد بگیرند. اگر آن ها با اشتیاق بر روی طرح خاصی متمرکز شوند، دریافت بهتری دارند و می آموزند که خودشان را آموزش دهند.
هدف مدارس مونته سوری این است که تا حد امکان کودکان را برای گسترش توانایی های خود یاری دهد. این توانایی توسعه ی یافته از طریق آمادگی محیط، رفتار معلم ها و استفاده از اراده ی آهنین مونته سوری امکان پذیر است.

آموزش سنتی
۱ – تاکید بر دانسته‌ها و توسعه‌ی اجتماعی
۲- غالب و فعال بودن معلم، تابع بودن کودکان
۳- ایجاد انضباط اجباری و از طریق انگیزه های بیرونی اتفاق می‌افتد
۴- آموزش فردی و گروهی هماهنگ با آموزشهای بزرگ ترها انجام می شود.
۵- گروه‌ها حسی هستند.
۶- بسیاری از آموزش‌ها به وسیله ی معلم و بدون تشویق به همکاری شکل می گیرد.
۷- انتخاب دوره های تحصیلی برای کودکان با توجه بسیار کم به توانایی و حضور کودکان
۸- کودک به وسیله ی معلم راهنمایی شده و ایده می گیرد.
۹- کودکان فرصت محدودی برای کار ویژه ای که به آن ها سپرده می شود دارند.
۱۰- گام های آموزشی به وسیله ی گروه ها و یا معلم هماهنگ می شوند.
۱۱- اگر کلیات کار درست باشد، نکته های اشتباه به وسیله ی معلم مناسب سازی می شود.
۱۲- آموزش تقویت برونی توسط عادت بازگویی و تشویق و تنبیه شکل می گیرد.
۱۳- برای گسترش حواس ابزار محدود وجود دارد.
۱۴- تاکید کمی بر روی مراقبت از خود و بهداشت
۱۵- کودکان برای خود وکیل یا نماینده انتخاب می کنند و تشویق می شوند بر جای خود بنشینند و در جلسه های گروهی تنها شونده باشند.
۱۶- حضور والدین نه بر اساس شرکت در پروسه ی آموزشی است، بلکه بر اساس قاعده های تعیین شده عمل می کنند.

آموزش مونته سوری
۱ – تاکید بر داشته های علمی، پایه ها و توسعه ی اجتماعی است
۲- نقش معلم است – کودکان در آموزش فعال و شریک هستند
۳- محیط و روش، مشوق انضباط درونی است
۴- آموزش فردی و گروهی، هماهنگ با تمایلات هر دانش آموز و متناسب با روش ها انجام می شود.
۵- گروه های متفاوت سنی با هم حضور دارند.
۶- کودکان به آموزش و همکاری و کمک به یک دیگر تشویق می شوند.
۷- انتخاب کار به وسیله ی خود کودکان با توجه به توانایی و حضور کودکان
۸- استفاده از عقیده های خود کودکان برای استفاده از ابزار آموزشی
۹- کودکان به اندازه ای کار می کنند که پروژه ی انتخابی آن ها لازم دارد.
۱۰- کودک، گام های آموزشی را با اطلاعات درونی خود هماهنگ می کند.
۱۱- کودکان به نقاط ضعف خود با بررسی مجدد ابزار پی می برند.
۱۲- آموزش تقویت درونی کودکان به وسیله ی گفت و گو درباره ی فعالیت ها و احساسات درونی خویش (خودتشویقی) شکل می گیرد.
۱۳- برای گسترش حواس ابزارهای چند لایه وجود دارد.
۱۴- سازمان دهی برنامه برای مراقبت از خود و بهداشت شخصی و عمومی
۱۵- کودکان می توانند در جای مناسب کار کنند، به اطراف حرکت کنند، در صورت لزوم صحبت کنند، در کارهای گروهی نظر بدهند و در انضباط و اداره ی کلاس هم کاری کنند.
۱۶- سازمان دهی برنامه ی والدین برای تفهیم فلسفه ی مونته سوری و شرکت آن ها در پروسه ی آموزش انجام می‌شود.

روش تدریس ایفای نقش

الگــــــــوي ايفاي نقش


هدف اين الگو ,رشد همدلي با ديگران و بررسي مسايل وواقعيت ها و ارزشهاي اجتماعي در عمل است. اين الگو مي تواند باب افتتاح گفتگو در باره ي ارزشها و چگونگي اثر آنها در زندگي روزانه باشد . در اين الگو معلم مسئول شروع و هدايت دانش آموزان است. به نحوي كه آنها را قادر به تحليل رفتار, ارزشهاي فردي, همدلي, حل مسائل ميان فردي ,نقش ارزشها در مسائل اجتماعي و آسودگي در ابراز عقايد نمايد. اين الگو در همه برنامه هاي آموزشي و پرورشي و سنين مختلف كار برد دارد. بطور كلي اين الگو باعث افزايش فهم دانش آموزان در بهبود و گسترش ارزشهاي اجتماعي مي شود. براي مثال: معلم مي تواند از طريق اين الگو مسائل خوب و بد اجتماعي و يا رفتارهاي خوب و بد را توسط دانش آموزان به نمايش بگذارد و سپس در مورد آن به كمك فراگيران به بحث و ارزشيابي بپردازد. بدين ترتيب معلم از طريق عمل ( نمايش ) به بررسي مسائل اجتماعي, رفتاري و ارزشيابي آن توسط دانش آموزان مي پردازد.

 

امتيازات الگوي ايفاي نقش

1- ايجاد شور و شوق وانگيزه دروني در فراگيرندگان

از آن‏جا كه دانش آموزان خود نقش‏هاي مورد نظر را انتخاب مي‏كنند و بر اساس وظايف محوله به ايفاي نقش مي‏پردازند ، شور و شوق فراواني براي انجام دادن آن از خودانشان مي‏دهند . تدريس به اين روش به يك صحنه تفريحي تبديل مي‏شود و طراوت ذهني خاصي بين بازيگران و مشاهده كنندگان ايجاد مي‏شود كه در يادگيري بسيار موثر و با اهميت است .

2- مشاركت و فعاليت دانش آموزان

امروزه يكي از اصول مهم درياددهي - يادگيري ، موضوع فعال بودن فراگيرندگان است . يادگيري ارتباطي دوطرفه و تعاملي است و بديهي است كه گر يادگيرندگان منفعل باشند ، امكان يادگيري به وجود نخواهد آمد . در اين روش ، همه افراد نقش دارند و بايد در موعد مقرر نقش خود را ايفا كنند و سپس به صورت فعال در جريان آموزش به فعاليت بپردازند . www.zibaweb.com

3- كاهش كم‏رويي و خجالت دانش آموزان

يكي از معضلات دانش ‏‏آموزان و حتي بزرگسالان ، كم‏رويي يا خجالتي بودن است . اين خصيصه سبب گوشه‏ گير شدن افراد مي‏شود و آنان ، موقعيت‏هاي اجتماعي مطلوب را از دست مي‏دهند . الگوي ايفاي نقش به گونه بسيار موفقيت آميزي روحيه تعاملي را در دانش آموزان تقويت مي‏كند و آنان را اجتماعي بار مي‏آورد .

4- افزايش مهارت‏هاي رواني - حركتي فراگيرندگان

يكي از محورهاي آموزش ، تقويت مهارت‏هاي فيزيكي دانش آموزان است و در بعضي درس‏ها هدف اصلي ، رشد اين مهارت‏هاست . در اين زمينه ، بهترين الگوي ايفاي نقش است ، زيرا يك صحنه نمايش وجود دارد و افراد مجري بايد به نحو مطلوب و با آمادگي ، روي صحنه به ايفاي نقش بپردازند . همين تمرين‏هاي موردي به تدريج موجب تقويت عضلات و هماهنگي بيشتر اعضا مي‏گردد . در نتيجه ارتباط مفيدي بين روان و حركت به وجود مي‏آيد .

5- كسب نگرش‏هاي جديد و قبول ارزش‏هاي اجتماعي

يكي از رويكردها واهداف اصلي آموزش و پرورش ، ايجاد نگرش مطلوب در طرز تفكر دانش آموزان است و انتظار مي‏رود كه ضمن كسب مهارت‏هاي ذهني ، عواطف ، نگرش‏ها و احساسات آنان نيز تقويت شود و باور و اعتقادشان در خصوص موضوع افزايش يابد . در الگوي ايفاي نقش ، بازيگران در حين انجام دادن امور محوله ، از عملكرد اندام‏هاي حسي خويش متثر مي‏شوند و گاهانه ، در مقام دفاع از رفتارهاي نمايشي خود بر‏مي‏آيند . اين اقدام از نظر آموزش و پرورش اهميت ويژه ‏اي دارد .

6- تقويت قدرت مديريت و سازماندهي افراد

مديريت و برنامه ‏ريزي يكي از مهارت‏هاي اساسي در آموزش و پرورش است و انتظار ميرود فراگيرندگان در عرصه اجتماعي ، مدير موفق و برنامه ‏ريز لايقي بشوند . در الگوي ايفاي نقش ، همه ‏امكانات ، تمهيدات و برنامه‏ ها از طريق يكايك دانش آموزان فراهم ‏مي‏آيد و حتي سازمان دهي و گزينش نقش‏ها با راهنمايي معلم و به وسيله خود دانش آموزان صورت مي‏گيرد . اين امر باعث مي‏شود كه آنان جريان‏ها و فعاليت‏ها را به خوبي برنامه‏ ريزي و برآن‏ها مديريت كنند » (فضلي خاني ، 1378 ، ص 93 ) .

شركت كنندگان در الگوي ايفاي نقش

الف ) معلم يا مربي در مقام مسئول اجرا وهماهنگ كننده فعاليت‏ها . www.zibaweb.com

ب ) عده ‏اي از دانش آموزان در نقش بازيگران اصلي ( يك نفر در هر گروه به سمت كارگردان انتخاب مي‏شود . )

ث ) مشاهده كنندگان : بقيه دانش ‏آموزان تماشاچي‏ اند و در پايان اجراي نقش‏ها ، ارزشياب و تحليل گر نمايش خواهند بود . (فضلي خاني ، 1378) www.zibaweb.com

مراحل الگوي ايفاي نقش

مرحله اول : انتخاب موضــوع

شناسايي وانتخاب موضوع اولين قدم براي الگوي ايفاي نقش است و انتخاب آن به دو صورت انجام مي‏شود : موضوع درس ( مورد تدريس ) يا موضوعات دلخواه كه دانش آموزان كلاس بر اساس علايق خود انتخاب مي‏كنند در هر دوصورت ، بايد ابعاد گونگون آن تشريح و به كليه فرگيرندگان تفهيم گردد تا ايفگران نقش‏ها ، مفهوم اصلي را درك كنند . در اين مرحله ، موارد زير بايد رعايت شود :

  1. واضح و روشن كردن موضوع ، به نحوي كه براي همه قابل فهم باشد .

  2. موضع كلي ، مورد علاقه وتوافق بچه‏ها باشد .

  3. موضوع داراي اهداف مهم اجتماعي باشد .

  4. موضوع قابل اجرا و در ساختار الگوي ايفاي نقش قابل بحث باشد.

  5. واؤه‏هاي موجود در موضوع تعريف و مشخص گردد .

  6. موضوع جذاب و متناسب با توانايي‏هاي ذهني و رواني دانش آموزان باشد .يادگيري ارتباطي دو طرفه و تعاملي است و بديهي است كه گر يادگيرندگان منفعل باشند ، امكان يادگيري به وجود نخواهد آمد. در اين روش ، همه افراد نقش‏دارند و بايد در موعد مقرر نقش خود را ايفا كنند و سپس به صورت فعال در جريان آموزش به فعاليت بپردازند.

مرحله دوم : نوشتن نمايش نامه

نگارش نمايش نامه‏ ، پيكره اصلي الگوي ايفاي نقش است . در اين مرحله ، كليه فعاليت‏ها از شروع تا پايان به صورت محاوره‏اي نوشته مي‏شود و دانش آموزان با كمك و همكاري مربي ، مراحل را مي‏نويسند . اهداف اصلي موضوع درس بايد در يكايك مراحل گنجانده شود . رعايت ارزش‏هاي اجتماعي و پرهيز از عادت‏هاي نامطلوب و محتواهاي نامناسب الزامي است . بنابراين ، محتواي اصلي در ايفاي نقش ، همين مرحله است وپيام اصلي درس بايد در اين قسمت مطرح واز طريق اجراي آن به دانش ‏آموزان منتقل شود . دانش‏ آموزان بايد راه‏كارهاي اجرايي را در مراحل بعد اجرا كنند . در اين مرحله ، رعايت توان دانش آموزان ، اطلاعات و زمينه‏هاي فكري آنان اهميت بسيار دارد .

نمايش نامه بايد داراي ابتدا و انتها باشد و متن ، آموزش‏هاي لازم را بدهد . گر نمايش‏نامه مورد نظر خوب تنظيم نشود ، انگيزه دانش آموزان براي اجرا كاهش مي‏يابد و ممكن است نمايش جذابيت مورد نظر را نداشته باشد . جملات بايد حتي‏الامكان كوتاه و قابل فهم باشد و براساس بينش دانش آموزان تنظيم شود . بين جملات و تنظيم محتوا بايد ارتباط و توالي منطقي وجود داشته باشد و موضوعات به صورت اصولي هم جهت باشند .

مرحله سوم : تعيين نقش‏ها

انتخاب بازيگران بر اساس توانايي وعلاقه آنان به نقش‏هاي مورد نظر ، مهم‏ترين بخش الگوي ايفاي نقش است . فعاليت‏هاي لازم براي مراحل الگو ، دراين مرحله مشخص مي‏گردد و تعداد نقش‏ها و گزينش افراد وديگر موارد اجرايي بايد مد نظر باشد . www.zibaweb.com

شناخت شخصيت افراد و ويؤگي‏هاي رفتاري ، ساختار بدني ( قد ، وزن ، سن و .......) اهميت زيادي دارد . معلم يا مربي در مقام كارگران نمايش ، قبل از هر چيز بايد بازيگران را خوب بسنجد ، توانايي‏هاي آنان را بشناسد وبراي ايفاي نقش‏هاي مورد نظر پيشنهاد كند. نظر دانش آموزان ديگر ، مشاهده گران ،نيز در اين انتخاب موثر است .

گفتني است كه تفسير و تبيين نقش‏هاي مثبت ومنفي ارزش بسيار دارد ، زير ممكن است بعضي نقش‏ها كه به ظاهر منفي باشد ، ثار سوإـي برفرگيرندگان بگذارد . بنابراين نبايد شخصيت افراد را براساس نقش‏ها تعريف كرد . به علاوه ، در درس‏هاي ديگر نقش‏‏ها بايد عوض شود و يك نفر ، هميشه بازيگر يك نوع نقش نباشد .

مرحله چهارم : تهيه امكانات و تجهيزات لازم

براساس نمايش‏نامه تدوين شده ، امكانات مورد نظر بايد شناسايي و فراهم گردد . نقش اين وسايل در تكوين و تقويت روند اجرا و ثر گذاري نمايش‏نامه ، بسيار مهم است و به ويؤه براي فرگيرندگان جذابيت و كشش خاصي دارد . ساخت فضا ، صحنه‏آرايي مناسب و ديگر ملزومات يا امكانات ، بايد فراهم آيد و نحوه كاربردآن‏ها براي بازيگران تشريـح شود . بهتر است از وسايل ساده و قابل دسترس استفاده شود و وسايل صحنه را حتي الامكان خود دانش آموزان بسازند .

مرحله پنجم : آمادگي وتمرين مقدماتي

پس از تعيين نقش‏ها و تشريح وظايف ، بايد آمادگي هايي كسب شود . باراهنمايي مربي گروه ، بازيگران بايد به تمرين مقدماتي بپردازند و از جمله اين آمادگي‏ها مي‏توان به موارد زير اشاره كرد :

  1. حفظ كردن نقش‏ مربوط به خود .

  2. مطالعه دقيق تمام نمايش‏نامه براي اطلاع از نقش ديگران .

  3. شناخت چهره‏ها و گريم صورت و ديگر اعضا در صورت نياز .

  4. شناخت و ساخت وسايل و امكانات .

  5. شناخت و تمرين مراحل اجرايي به صورت متوالي .

مرحله ششم : اجرا و دادن نمايـش

در اين مرحله ، گروه بازيگران در حضور بقيه دانش آموزان و مربي ، نقش‏هاي خود را اجرا مي‏كنند .حضور مربي در مقام هدايت كننده و كارگردان ، اهميت بسيار دارد . او بايد بازيگران را به صورت غير مستقيم هدايت كند . مرحله اجرايي الگوي ايفاي نقش و انجام دادن نمايش در كلاس ، مرحله اصلي است . در اين مرحله ، تماشگران بادقت و رعايت دقيق نظم ، روند نمايش را تماشا و در صورت امكان ، نكات مهم و نظريات اصلاحي خويش را يادداشت مي‏كنند . گفتني است كه ديگر اهداف و انتظارات آموزش و پرورش بايد در رفتار و گفتار بازيگران نمايان شود. همچنين توجه شود كه روند اجرايي نمايش ، اهداف را تحت الشعاع قرار ندهد و روش از اهداف دور نشود .

مرحله هفتم : بحث ، بررسي و ارزشيابي

پس از اتمام مرحله اجرايي ، تماشگران به صورت گروهي و با هدايت معلم به ارزشيابي و بررسي كليه مراحل اجرا مي‏پردازند و انتقادات و پيشنهادهاي خود را اراإـه مي‏دهند . هدف از اين مرحله اصلاح وتقويت نكات مثبت و رفع نكات منفي نمايش‏نامه و اجراي نقش‏هاست . پس كليه نظريات بايد در تصميمات بعدي ملحوظ شود .

اين پيشنهاد‏ها ، براي معلم ، كه كارگردان نمايش‏نامه است ، اهميت بسيار دارد . زيرا با رعايت آن‏ها ، ثر بخشي روش افزايش مي‏يابد . در اين مرحله ، دريافت و تثير نمايش‏نامه و روند اجرايي آن بر دانش آموزان نيز بايد بررسي و تحليل گردد و گر آزمــــوني از محتواي فعاليت ، برنامـــه‏ريـــزي و اجرا شــــود ، بسيار مفيد خواهد بــــــود » ( فضلي‏خاني ، 1378 ، ص 95 ) www.zibaweb.com

اين الگو براي ياددادن نحوه طبقه بندي كردن ، نحوه فكر كردن و چگونگي دريافت مفهوم به دانش آموزان اهميت دارد ، در اين الگو معلم به عنوان حامي و هدايت گر فرضيه‏ هاي دانش آموزان است به نحوي كه از قبل مفاهيم را انتخاب و در نمونه‏هاي مثبت ومنفي سازمان مي‏دهد و فرگيران را جهت نيل به اين مفهوم هدايت مي‏كند . اين الگو دانش آموزان را قادر به ، مفهوم سازي پيشرفته ، مفاهيم خاص ، استدلال استقرايي ، تسلط و گاهي به چشم اندازها ، دور نما ، تحمل ابهام ، و حساسيت به استدلال منطقي در ارتباطات مي‏نمايد ( خورشيدي و غندالي ، 1379 ) .

« دريافت مفهوم عبارت از جستجو و فهرست نمودهايي است كه از آن براي تميز نمونه‏ها از غير نمونه‏هاي طبقات استفاده مي‏شود . در اين الگو از دانش آموز مي‏خواهد مثالهايي كه شامل ويؤگي‏هايي از آن مفهــوم است را با مثال‏هاي ديگري كه شامل آن نمودها نيست مقايسه و مقابله كند و بدينوسيله نمودهاي مقوله‏اي را كه در حال حاضر در ذهن فرد ديگر وجود دارد كشف نمايد . الگوي دريافت مفهوم براي معلمان در زماني وسيله ارزشيابي خوبي است كه بخواهند تعيين كنند كه افكار مهم اراإـه شده قبلي بخوبي آموخته شده باشد . اين الگو به سرعت عمق فهم دانش‏ آموزان را آشكار مي‏سازد و دانش‏ قبلي آنان را تقويت مي‏كند . اين الگو نه تنها مي‏تواند مجموعه‏اي وسيع از كاوشگريهاي را به درون زمينه‏هاي مهم آموزشي وارد سازد ، بلكه مي‏تواند بررسي‏هاي استقرايي موجود را اعتلا بخشد ( خورشيدي و غندالي ، 1379 ، ص 150) .

مراحل الگوي دريافت مفهوم در جدول زير خلاصه شده است .

مراحل الگوي دريافت مفهوم

گام اول

عرضه مطالب و شناسايي مفهوم

گام دوم

آزمون دستيابي به مفهوم

معلم مثالهاي نشانه‏ گذاري شده‏اي عرضه مي‏كند .

دانش آموزان نمودهاي نمونه‏ هاو غير نمونه ‏ها را با هم مقايسه مي‏كنند .

دانش آموزان به فرضيه سازي و آزمودن آن مي‏پردازند .

دانش آموزان برحسب نمودهاي لازم تعريفي ارائه مي‏دهند .

دانش آموزان مثالهاي اضافي بدون نشانه را با عنوان نمونه ‏هاي با نمود وغير نمونه ‏ها معين‏ مي‏كنند .

معلم فرضيه‏ ها را تأييد ، مفهوم را نامگذاري و تعاريف را بر حسب نمودهاي لازم دوباره بيان‏ مي‏كند .

دانش آموزان مثالهايي ارائه مي‏دهند .

گام سوم www.zibaweb.com

تحليل راهبردهاي تفكر

دانش آموزان درباره تفكرات خود شرح مي‏دهند.

دانش آموزان نقش فرضيه‏ها ونمودها را به بحث مي‏گذارند .

دانش آموزان درباره نوع و تعداد فرضيه‏ها بحث مي‏كنند .

( منبع : جويس وويل ، 1996 ، مترجم بهرنگي ، ص 209 )

گام اول شامل عرضه مطالب به فرگير است . هر يك از مطالب ، مثالي مجزا ، از مفهوم است و مطالب به صورت جفت داده مي‏شوند . در گام اول به فرگيران مي‏گويند ، نظري مشترك در همه مثالهاي مثبت وجود دارد ، وآنان وظيفه دارند فرضيه‏اي درباره ماهيت آن مفهوم بسازند . موارد از پيش منظم شده با معرفهاي با نمود وبي‏نمود عرضه مي‏شوند . از فرگيران مي‏خواهند نمودهاي مثالهاي مختلف را مقايسه و توجيه كنند . سرانجام معلم از آنان مي‏خواهد مفاهيم خود را نام‏گذاري كنند و قواعد و تعاريف مفاهيم را بر حسب نمودهاي لازم بيان دارند . دانش آموزان در گام دوم دريافت خود از مفهوم را ابتدا توسط اراإـه مثالهاي بدون نشان از مفهوم و سپس با اراإـه مثالهايي از خود ، ارزيابي‏مي‏كنند . معلم پس از اين در صورت لزوم فرضيه‏هاي اوليه خود را تاإيد يا ردمي‏كند ودر انتخاب خود از مفاهيم يا نمودها تجديد نظر بعمل مي‏آورد . در گام سوم دانش آموزان راهبردهاي تفكري را كه توسط آنها به مفاهيم دست يافته‏اند تحليل مي‏كنند و نتايج راهبردهاي مختلف را مقايسه مي‏كنند ( جويس و ويل ،1996 ، مترجم بهرنگي ) .

ساده‏ ترين شكلهاي يادگيري توام با تشريك مساعي شاگردان را چنان سازمان‏ مي‏دهد كه بتوانند در پاسخ به تكاليف شناختي و اجتماعي الگوهاي تدريس پردازش اطلاعات به يكديگر كمك كنند . اين الگوهاي تدريس مبتني برتشريك مساعي كه كاربردشان برحسب تلاشها و تحقيقات روبرت‏اسلاوبين ، ديويد و راجرجانسون و همكارانشان به طور وسيعي گسترش يافته است به طور مثبت بريادگيري تحصيلي ، توسعه اجتماعي و عزت نفس يادگيرنده ثر مي‏گذارند . جان ديويي پيشنهاد مي‏كند كه تفحص گروهي بايد الگوي اساسي يادگيري اجتماعي و تحصيلي در يك جامعه مردم سالار باشد . دامنه اين الگو به شگردان از انجام تكاليف ساده يادگيري به صورت دو نفره تا الگوي پيچيده براي سازماندهي كلاسها و مدارس كه به صورت جمعهاي يادگيري در تلاش آموختن به خود هستند گسترده است . روال يادگيري مبتني برتشريك مساعي ، يادگيري در همه زمينه‏هاي برنامه تحصيلي و سنين مختلف را آسان ساخته ، موجب بهبود عزت نفس ، مهارت اجتماعي وهم پيوستگي وهدفهاي يادگيري تحصيلي در دامنه‏اي از كسب اطلاعات ومهارتها تا نمودهاي كاوشگري رشته‏هاي تحصيلي مي‏شود . اين الگو بسيار جامع و متنوع است وهدفهاي كاوشگري علمي ، يكپرچگي اجتماعي و يادگيري جريان اجتماعي را با هم تركيب‏مي‏كند . مي‏توان از اين الگو در تمام زمينه‏هاي درسي ، براي تمام سنين ، در هنگامي كه معلم مي‏خواهد پيش از پذيرش اطلاعات از قبل تعيين شده و پيش سازمان يافته به تدوين و جنبه‏هاي مشكل گشايي دانش تاكيد كند استفاده كرد . معلم در اين الگو نقش تسهيلگر جريان گروهي و فراهم آورنده وسايل مورد نياز كاوشگري دارد . او بايد همچون يك مشاور تحصيلي عمل كند . دانش آموزان در اين الگو به موقعيت مبهم واكنش نشان مي‏دهند و ماهيت واكنشهاي متفاوت و مشترك خودشان را بررسي مي‏كنند . آنان نوع اطلاعات مورد نياز براي روي‏‏آوري به مسإله را تعيين و براي گردآوري اطلاعات لازم براي آزمون آن را گردمي‏آورند . همچنين محصولات خود را ارزشيابي مي‏كنند و به كاوشگري خود ادامه مي‏دهند يا كاوشگري جديدي را آغاز مي‏كنند . آنها مهارتهاي مذاكره و حل تعارضات كه مورد نياز مشكل گشايي به شيوه مردم سالاري است را مي‏آموزند . معلم نيز بايد به دانش آموزان درساختن فرضيه‏هاي قابل آزمون كمك نمايد (جويس و ويل ، 1996، مترجم بهرنگي ).

مراحل الگوي تدريس ياران در يادگيري www.zibaweb.com

اين الگو با روبروساختن دانش آموزان با مساله‏اي برانگيزنده شروع مي‏شود . ممكن است اين روبروساختن در صحبت يا بايك تجربه ، بطور طبيعي يا ضمن ارائه مطالب توسط معلم صورت گيرد . اگر دانش آموزان عكس ‏العمل نشان دهند ، معلم توجه آنان را به تفاوتهاي موجود در عكس ‏العمل هايشان ، يعني موضوع ، درك ، نحوه‏ سازماندهي به موارد واحساسشان جلب مي‏كند . معلم با علاقمند شدن دانش آموزان به تفاوت در عكس‏المعل‏هـاي خود ، آنان را به سوي قانونمند كردن و سازمان دادن به مساله براي خود مي‏كشاند . دانش آموزان ، سپس با توجه به نقش‏هاي مقرر گزارش نتايج خود را تحليل مي‏كنند . سرانجام گروه برحسب منظورهاي اوليه راه ‏حل‏ خود را از ارزشيابي مي‏كند . اين دور با رو بروشدن با مثاله‏اي ديگر يا بامساله جديدتري كه از خود تفحص برمي‏آيد تكرار مي‏شود .

جـــدول مراحل الگوي يــاران در يارگيري

مرحله اول

مرحله دوم

شاگردان با موقعيت مبهمي مواجه مي‏شوند

شگردان واكنش به آن موقعيت را كشف مي‏كنند

مرحله سوم

مرحله چهارم

شاگردان طرح وظيفه بررسي را تدوين و براي بررسي سازمان دهي ( تعريف مسأله ، نقش ، تعيين تكليف ) مي‏كنند

بررسي مستقل و گروهي

مرحله پنجم

مرحله ششم

دانش آموزان پيشرفت و جريان را تحليل ‏مي‏كنند

فعاليت با برخورداري از نتايج مجددا" از سرگرفته مي‏شود

منبــع : (جويس و ويل ، 1996، مترجم بهرنگي ، ص 112).

روز معلم گرامی باد

روز معلم گرامی باد

مراحل نوشتن طرح درس

دانشجویان عزیز

فایل پاورپوینت با عنوان مراحل نوشتن طرح درس از لینک زیر قابل دسترسی و دانلود است.


نوشتن طرح درس.ppsx